X
تبلیغات
پنجره" وب نوشت حسین شفایی" - موادکیمیائی سمی واثرات آن بالای محیط زیست

پنجره" وب نوشت حسین شفایی"

علمی-هنری-سیاسی-اجتماعی

موادکیمیائی سمی واثرات آن بالای محیط زیست

 

تقسیم‌بندی سموم بر اساس ماهیت کیمیاوی:

  • سموم غیرعضوی: شامل سم‌های معدنی طبیعی مانند هایدروجن سلفاید٬ کربن مونوکسید و سم‌های غیر عضوی مصنوعی مانند جیوه)سیماب)کلراید و همچنین نمکهای تالیم و سرب می باشند.
  • سموم عضوی: شامل سم‌های "عضوی گیاهی" مثل آکونیتین و سم‌های "حیوانی" مانند سم مار می‌باشد. سم‌های "عضوی مصنوعی" در طبیعت وجود نداشته ولی به طور مصنوعی یا سنتز تهیه می شوند. مثل سلاح های کارزار کیمیایی گاز خردل٬ گاز اعصاب و یا انواع آفت‌کش ها و قارچ‌کش ها وغیره میباشد که اضافه از90%موادسمیی راتشکل میدهد.

تقسم‌بندی بر مبنای محل کاربرد و نوع آسیب سموم

  • سم‌های چشم: این سم‌ها تحریکات مختلفی را در اعضای چشم به وجود می‌آورند٬ مانند ترکیب‌های برومین،آمونیا٬ کلرین٬ دای متایل سولفات٬ فورمالدهید٬ آتروپین٬ کوکائین٬ دای‌نایتروفنایل٬ نفتول و تتراهایدرونفتالین.
  • سم‌های خون: این سم‌ها موجب همولیز گلبولهای سرخ خون می شوند٬ مثل آرسین٬ گلایکولها٬ فوسجن و سم مارو یا باعث مات هموگلوبین می‌شوند٬ مانند آنیلین٬ کلوراتها٬ نایتریتها٬ سولفایتها. سم‌های خون گاهی نیز در مسیر خونسازی اختلالاتی به وجود می‌آورند مثل مشتقات آنیلین٬ بنزول٬ دای نایتروفنول٬سولفونامیدها و مواد پرتوزا.
  • سم‌های آنزایمها: این سم‌ها انواع مختلف دارند٬ برخی از آنها موجبات ته‌نشینی پروتئین‌ها را فراهم می‌نمایند مثل نمک فلزهای سنگین٬ ولی برخی دیگر خاصیت بازدارندگی ویژه از خود بروز می دهند٬ مانند استایل آمینو- تیادی‌آزول‌سولفونامید٬ که روی "آنزیم کاربوآنیداز" اثر می‌کند.
  • سم‌های پوست: سم‌های مزکور انواع مختلف دارند و برخی باعث از بین رفتن "رنگدانه پوست" می‌شوند مثل ترکیب‌های" ارسنیک ونقره" .بعضی دیگر شرایط "ریزش مو" را فراهم می‌کنند مثل "آرسنیک ترای اکساید" و کلروپرین. "سم‌های پوست را گاهی به عنوان سلاح کارزار به کارمیبرند٬مانند: دای کلردای‌اتایل‌سولفاید (ایپریت) وکلوروینایل‌آرسین‌دای‌کلراید (لوزی.(
  • سم‌های دستگاه گردش خون: این سم‌ها انواع متعدد دارند٬ برخی موجبات "اختلال در ضربان قلب" را فراهم می نمایند٬ مثل "بنزول٬ کلروفارم. "بعضی دیگر به طور مستقیم ویا غیر مستقیم از راه گردش خون روی "عضله قلب" تاثیرات ناهنجار به جا میکذارند٬ مانند "آکونیتین٬ آرسنیک٬ نمکهای باریم٬ بنزین٬ بنزول٬ کینین٬ کلوروفارم و متایل الکول". از سوی دیگر برخی سم‌ها صدمات جبران‌ناپذیری به "رگها" وارد می‌کنند٬ برای مثال می توان از "آرسنیک ترای اکساید" و روغن خردل نام برد. سم‌های قلب گاهی "تنگی بیش از حد رگها" را به دنبال دارند مثل "نیکوتین"٬ آدرنالین و همچنین نمکهای سرب و باریم". سرانجام" نایتریتها٬ گلیسیرین نیترات٬ سم‌های مار و قارچ‌ها" موجب "گشادی رگهای قلب" می شوند.
  • سم‌های جگر:این سم ها در جگرانباشته شده و عملکرد درست حجرات‌جگر را با مشکل مواجه می‌سازند٬ که در نتیجه در سوخت و ساز عمومی بدن تاثیر گذاشته و" بیماریهایی از قبیل یرقان٬ ورم جگر"و... را باعث می شوند٬ برای مثال می توان از بنزین٬ کلورین٬ بنزول٬ کلوروفارم٬ دای نیتروفنول٬ فاسفر و سم قارچ نام برد.
  • سمهای دستگاه تنفس: این سم ها آسیب جبران‌ناپذیر به بافتهای شُش می‌رسانند و ممکن است به صورت ترکیب‌های مختلف کیمیاوی٬ مانند آمونیا، کلورین،برومین٬فلورین و غیره وارد شُش‌ها شوند. نیکوتین٬دوده نیز جز سم‌های شُش محسوب می‌شوند.
  • سم‌های دستگاه اعصاب: این سم‌ها از راه پوست٬ تنفس و یا گردش خون وارد دستگاه اعصاب شده و اختلالاتی مانند "فلج کردن مراکز مغز٬ سرگیجه و بیهوشی مفرط "به وجود می آورند. سم‌های اعصاب معمولا"به حالت گاز" می‌با شند٬ مانند "ایتر٬ کلوروفارم٬ انواع الکلها" و غیره . برخی سم‌های دستگاه اعصاب به عنوان سلاح کارزار٬ اهمیت نظامی دارند٬ عمده ترین آنها استرهای فسفریک اسید می باشند.

آفات کشهای سنتی:

          استفاده از آفتکشهای طبیعی یک روش ساده اقتصادی وبدون اینکه محیط زیست اسیب بیبیند آفات کنترول شده میتواند.

درزمانه های قدیم مردم برای مبارزه با آفات ازموادطبیعی استفاده میکردند که این روش روش سنتی مبارزه باآفات گفته میشود.این روش مبارزه درمقایسعه باروش غیرطبیعی مبارزه باآفات از اهمیت خاصی برخورداراست زیراموادکیمیاوی سمی برعلاوه اینکه محیط زیست راآلوده میسازد اثرات ناگواری رابالای دشمنان طبیعی آفات نیز برجای میکزارد. بررسی که صورت گرفته نشان میدهد که خسارات آفات درمقایسه با30 سال گذشته دوبرابرشده است درحالیکه استفاده ازازادویه ده برابر شده است برای اثبات این مدعا میتوان از افراد کهن سال بپرسید که ایا پنجاه سال یعنی پیش ازترویج آفتکشها درمحیط زراعتی, آفات به همین پیمانه شیوع داشته است؟ قطعاّ جواب خواهد دادکه نه: طبیعت دشمن بشرنیست بلکه دوست بشربوده وهمکارمیباشد, اما این بشراست که درسستم ونظام طبیعت دخالت نموده ونظام طبیعت رامختل میسازد. نکته که قابل یاداوری است وتاسف آوراست این است که برخی ازدهاقین حشرات مفید مزرعه خویش رامضردانسته وبه سراغ ادویه میباشد.مثلاّ گهواره جنبان که بنام های متعدد یادمیکرددمانند شترزنگ وغیره آنرامتهم به ازبین بردن حیوانات فارم میسازد. ویافالبینگها (کفش دوزگها) که بهترین موجودات برای ازبین بردن شبیشک هاوکنه های نباتی میباشد. برای حل این موضوع لازم است تکرار شود که ازبین صدهانوع ازحشرات که درمزارع موجوداست فقط یک نوع ان مضرمیباشد. وبقیه یا مفید اند ویا بی ضرر اند .

 

 

1-   نباتات عطری ویانباتاتیکه دارای بوی قوی اند:

          بعضی ازنباتات که دارای بوی قوی اند مانند سیر,پیاز,مرچ,بادمجان رومی وغیره رامیتوان بطورجداگانه ویاچندنوع نبات راباهم یکجا نموده ودواپاشی نماییم ویااینکه این قسمت نباتات راخشک نموده وبعدًباآب جوش یکجانموده بعدازسردشدن آنراصاف نموده و میتوان استعمال کرد.تناسب این مواددرآب 20 تا500 گرام دریک لیترمتفاوت میباشد این موادعلیه تمام حشرات استفاده شده میتواند. این موادزمانی مورد استفاده قرارمیکیردکه نفوس آفت به حداکثررسیده باشد که ممکن اواخیر بهار باشد.درصورت لزوم میتوان دواپاشی راچندین بارتکرارکرد.

2-    خاکستر:

موارد استعمال خاکسترزیادبوده میتوان آنراعلیه شبشک های نباتی,پرندگان, کرمهای کرمبرگ,لاروای انواع مختلف شبپرکها,کرمهای قطع کننده,کرمهای قطع کننده ریشه,خسکهای نباتی,کرمهای سوراخ کننده ساقه جواری,موریانه ها, برخی ازامراض قارچی وغیره استعمال نمود. وخاکستر رامیتوان ازسوختاندن قسمت های مختلف نباتات بدست اورد.

الف: پودرخاکستردرسبزیجات باعث ازبین رفتن شبشک های نباتی میکردد. ویایک مقدارخاکستررادرساختمان قیف مانند انداخته بالای برگهای جوان جواری انداخته باعث نابودی کرم سوراخ کننده ساقه جواری میکردد.

ب: مقداری خاکستررادراطراف نبات ویادربسترتخم استعمال میکنند تاازحمله آفات درخاک,کرمهای قطع کننده,حلزون ها وغیره جلوگیری نماید.

ج: استعمال خاکستردراطراف ملی سرخک,پیاز,کرم وگلپی نباتات متزکره را ازحمله کرمهای ریشه خواروهمچنان نیماتودهامحافظت میکند.

د: استعمال خاکستربروی خاک باعث کنترول نیمتودهاوسرخرطومی هامیشود.

ه: خاکسترراباخاک یکجا نموده درهنگام غرس نهال ازآن استفاده مینمایید تا ازحمله موریانه هاجلوگیری نماید.

ز: خاکستررابه اطراف درختان وتاکها استعمال مینمایید تاازحمله موریانه هاجلوگیری نماید.

س: هنگامیکه خاکسترچوب همراه باچونه صابون وآب یکجا شود میتوان ازآن برعلیه تمام حشرات استفاده کرد.

ش: علاوه نمودن یک مقدارچونه همراه باخاکستر ماثریت خاگسترراچندبرابر میسازد بشرطی که مخلوط متزکره پس ازدوشبانه روز استفاده گردد.

ض: خاکسترچوب دارای مقدار زیادی کاستیک پوداش بوده بنابراین نبایدآنرابالای قسمتهای نازک نبات وآنهم درروزهای گرم تابستانی استفاده کرد, خاکسترراباید گزاشت تاسردشود بعداستعمال نمود. خاکسترزغالسنگ قابل استفاده نمیباشد, خاکستربعضی ازنباتات خاصیت تخریش کننده داشته باید ازریختن آن بالای جلدبدن جلوگیری گردد. 

3- موادبیولوجیکی:

این طریق برای کنترول اکثرحشرات بکارمیرود. مثلاًاگریک مشت ازافت مزرعه راگرفته بعد ازمیده نمودن همراه باده لیترآب مخلوط نموده ویک مقدارصابون به آن علاوه گردد پس از   24-12 ساعت آنرا فلترنموده وآنرادربالای مزارع مبتلا به مرض متزکره استعمال نماییدسپس خواهید دیدکه آفت متزکره مزرعه را تخلیه مینماید. اجسادآفات باقی مانده رادریک قوطی انداخته وآنرادرمحیط مزرعه ویاباغ قراردهید تابوی آن سبب دورراندن همان نوع حشره ازمحصولات گردد.

اگریک مشت ازآفت مبتلا به مرض رامیده نموده وباده لیترآب مخلوط نمایید ومزرعه راباآن دواپاشی نماییم اینکار باعث میشود که حشرات سالم همان نوع نیزبه مرض مبتلا شده ونابودمیشود.

قابل یادآوری است که لاشه برخی ازحشرات دارای موادزهری است ودرهنگام استفاده ازان باید ازدستکش استفاده شود.

               4- موادپودری:

این موادشامل خاک رس,پودرسنگ,چونه,آردتباشروغیره میباشد. مواد متزکره رامیتوان علیه مورچه ها,شبشکها,قانغوزکها,لاروای حشرات,کرم مغذخوار سیب,کرمهای قطع کننده,تخم حشرات,کنه های نباتی,مگسهای نباتی وغیره میباشد.

الف: پودرآهگ برعلیه اکثرحشرات وهلزونها استفاده میشود.

ب: پودرسنگ ویاخاک رس بروی برگهای نباتات ازحمله حشرات مکنده جلو گیری میکند, مخصوصاً اگرپس ازبارش باران استفاده شودمؤثریت بیشتری دارد.

ج: استعمال گرد(خاک) به اطراف نباتات ومزرعه ازبالارفتن حشرات خزنده جلوگیری مینماید.

د: مواد پودری راباآب مخلوط نموده میگذارندتاموادجامدآن ته نشین شود.سپس به آب آن مقداری صابون علاوه نموده وآنرابالای نباتات مصاب به حشرات استعمال میکند.

ه: چهارگیلاس آردونیم گیلاس دوغ رادر20لیترآب مخلوط نموده جهت ازبین بردن مراحل تخم, لاروا ومکمل شبشکهای نباتی ,ترپس ومگسهای سفید استعمال میشود.

و: بعضی منابع آب چونه راعلیه کنه های نباتی بکارمیبرند. آب چونه عبارت ازآب صاف است که بعدازته نشین شدن موادجامد چونه بدست می آبد.

ز: خاک رس(کلی) راباانبارتازه گاوبشکل خمیره درآورده به تنه درختان جهت جلوگیری ازکرم مغذخوارسیب وحشرات مشابه استعمال مینماید.

ح: زخمهای تنه درختان رابامقداری خمیره خاک رس, سمنت وچونه مسدود کنید.

ط: مقداری خاکسترچوب راباآهک وآب مخلوط نموده برای یک الی دوروزبگذارید.وبعدبالای نباتات علیه خسکهای نباتی استعمال نمایید.

ک: قدری آب راباخاک علاوه نموده گل درست کنید گل متذکره رابداخل تاج میوه انارقرارداده وآنرامسدودنمایید.تاازتخم گذاری شبپرگ کرم گلوگاه انار که زمینه پوسیده گی میوه اناررافراهم میسازد جلوگیری نمایید.

5- چای وقهوه:

شمه چای وقهوه رامیتوان به اطراف نباتات استعمال نمودتاباعث جلوگیری ازحمله اکثر حشرات وحلزون هاگردد. همچنان استعمال چای وقهوه تیره که سردباشد باعث ازبین بردن اکثرحشرات میشود.

6- انباروادرارحیوانات:

مدفوع حیوانات ازقبیل گاو,بز,مرکب,انسان وحیوانات دیگربرای کنترول شبشکهای نباتی کرمهای قطع کننده وسایرلاروای شبپرکها وپروانه ها مگسهای میوه,ملخها ,شبشکهای آردی,کنه های نباتی,امراض بکتریای,قارچی وویروسی وپرندگان مؤثربوده وبدین ترتیب استفاده میشود.

الف: یک بیل انبارخشک گاورادر ده لیترآب حل نموده برای دوهفته بگذارید وبه دفعات قدری خاک به آن علاوه کنیدتاازبوی آن کاسته شود.میتوانید قدری عناصرضروری نبات را به آن علاوه نمایید. بعد ازدوهفته پس ازآنکه موادمتزکره را سه تاپنج مرتبه رقیق نمودید بالای برگهای نباتات پاش دهید تاباعث دورراندن شبشک هاگردد.

هرگاه این مواددربالای نباتات استعمال گردد ازخسارات وارده زریعه کرمهای قطع کننده جلوگیری مینماید. موادمتزکره بقسم موادغذای بالای نباتات استعمال میکردد.

وسبب مرفوع قلت بعضی از عناصر گردیده وهمچنان نباتات را در برابر حمله امراض باکتریای وقارچی مقاوم می سازد . یک بیل انبار تازه مرکب را در یک سطل آب مخلوط نموده برای یک شب بگزارید هرگاه این ماده بالای نباتات پاشانده شود آنهارا از حمله شپشک ها ملخ ها و برخی خسک های نباتی محافظت مینماید .

ب: هرگاه یک قسمت خاگستر انبار گاو را با دو قسمت آب مخلو ط نموده بالای درختان میوه استعمال نماییم آنهارا از حمله شپشک ها ومگس های میوه مسئون میسازد .

ج: یک قسمت ادرار حیوانی ویا انسان را با چهار قسمت ویا بیشتر آب یکجا نموده ودر مزرعه بپاشید این کار مزرعه را از حمله شپشک های نباتی، کرم ها ی قطع کننده ولاروای دیگرشپرک ها ، شپشک های ، ترپس ، کنه های نباتی، امراض بکتریای ، قارچی وویروسی محافظت می نماید .استعمال یک قسمت ادرار باچهار قسمت آب نباتات را در برابر امراض قارچی ، جرب سیب، خاگسترک سیب ، قرغنه ، خاگسترک تاک حفظ می نماید .

د: مالیدن مخلوط از انبار تازه حیوانی بالای تنه درختان از حمله کرم مغذ خوار سیب ودیگر حشرات وهمچنان حیوانات بزرگتر محافظت می نماید.

ه: استعمال مخلوط از انبار بز, گاو ، مرغ ، خاک وادرار حیوانات بالای ساقه درختان آنها را از صدمه حیوانات مانند بز، خرگوش وامثال آن درامان می سازد.

و: استعمال انبار وادرار حیوانات درمزرعه نباتات را تقویه نموده وآنها را دربرابر امراض وآفات مقاوم می سازد .

ز: یک قسمت ادرار گاو را با شش قسمت آب یکجا نموده درمزرعه جواری پاش دهید تا از کرم سوراخ کننده ساقه جواری جلوگیری نماید.

ح: تخم بذری را درمخلوط سرگین گاو وآب برای بیست چهار ساعت یکجا نمائید وبعد آنرا درمزرعه بذر نمائید این کار باعث می شود که پرندگان بذر را نخورند وادرار خالص باعث سوختگی برگ ها می شود.

7- شیر ودوغ

استفاده از مخلوط شیر ویا دوغ همرا با آب وپارافین باعث کنترول امراض قارچی ،ویروسی، کنه های نباتی تخم لاروای بعض از حشرات می شود .

الف: استعمال مخلوط یک لیتر شیر باده ویا پانزده لیتر آب درهر ده روز یک مرتبه امراض وآفات فوق الذکررا کنترول می کنند .

ب: یک قاشق چای خوری خاگستر چوب را دریک لیتر آب مخلوط نموده برای یک شب بگذارید سپس آنرا صاف نموده مواد جامد آنرا دور اندازید یک پیاله دوغ را همرای  سه لیتر آب باآن مخلوط نمود علیه امراض خاگسترک استعمال نماید.

8-   آب

موارد استعمال آب علیه شپشک ها، کرم ها، تخم آفات، کنه های نباتی ، موریانه ها، مگس سفید ، امراض بکتریای وقارچی می باشد .

الف: حشرا ت رامی توان بافشار آب از روی نباتات شست .

ب: آب گرم (40-50 درجه سانتی گرید ) رامی توان زریعه محلول پاش بالای برگ های نباتا ت استعمال نمود تا باعث ازبین رفتن آفات شود استعمال آب جوش درخاک عاملین اکثر امراض را نابود می سازد .

د: طریق استعمال آب داغ علیه سیاه قاق برهنه گند م از دیر زمان مروج است هرچند مرض متزکره فعلاً در افغانستان شیوع ندارد باآن هم جهت آگاهی علاقه مندان طریقه آنرامعرفی می نماییم اولاً گند م بذری رابرای پنج ساعت به داخل آب به حرارت بیست درجه سانتی گرید قرار می دهیم بعد آن را برای یک دقیقه دور نمایید تا آب بریزد سپس به مد ت یک دقیقه در آب با حرارت پنجاودو درجه فرومی بریم بالاخره دفعتاُ آنرا در داخل آب سرد انتقال می دهیم تاسرد شود سپس گند م متزکره راخشک نموده بذر نمایند .

 

نباتات که برای کنترول امراض وآفات بکارمیروند:

 

درین باره معلومات کافی دردست رس نبوده بعضی ازموضوعات نیز ازیادهافراموش گردیده است موضوعاتکه درین جایادآوری میشود خلاصه موضوع نبوده بلکه همیشه باید تلاش نمود وتی تجارب حکمتهایکه درنباتات مختلف نهفته است ,حتی اگرشود قسمتی ازآنرایافت وبرای دیگران یادآورشد

 

موادیکه ازنباتات جهت مبارزه باآفات بدست می آیدباید هرچه زود تروآنهم بافرارسیدن شب بکاربریم زیرادراین وقت اکثرحشرات مفید بخصوص زنبورهای عسل کمتر متضرر میشود.

 

1- پیاز:

 

این نبات اعم از برگ وکلچه باعث کنترول بعضی آفات قارچی,حشرات ازقبیل شبشکها,کرمها,چیچکهای نباتی,ترپس ومگس سفید,کنه های نباتی وموشهامیگردد. امراض قارچی مانند بلایت پسینه وپیشینه بادمجان رومی وداغبرگهاراکنترول میکند. میتوان ازپیاز بحیث مواددورکننده موشها وپروانه هااستفاده کرد.همچنان که پیازیک سبزی برای خوش مزه ساختن غذا است ویک انتی بیوتیک نیز است مقدار ده تاصد گرم پیازرامیده نموده بایک لیترآب مخلوط نموده برای 4-7 روز بداخل ظرف سربسته بگذارید وبعد آنرادرمزارع استعمال نمایید بزرپیازدرمزرعه باعث دورراندن پروانه کرم وموش میگردد.

2- سیر:

سیرعلیه شبشکها,مورلشکری,قانغوزکها,کرم سفید,کرم مغذخوارسیب,مگس خانگی,پشه ها,موریانه ها,کنه های نباتی,امراض قارچی وبکتریای به کارمیرود.

برای کنترول آفات مختلف غلظت های مختلف ضرورت است,جهت تهیه یک دوای معمولی یک عددسیررامیده نموده دریک لیترآب انداخته وقدری صابون به آن علاوه نموده دفعتاً استعمال نمایید. پودرسیررامیتوان ازمیده نمودن سیرخشک بدست آوردوعلیه جرب سیب,خاکسترک سیب,سرخی لوبیا,بلایت بادمجان رومی بکاربرد.کشت سیرنزدیک درختان میوه آفات مختلف راکه دریالازکرگردید دفع مینماید.

سه دانه سیررامیده نموده وبداخل یک مرتبان شیشه ای همراه باپارافین مایع برای دوروز گذاشته بعدازفلترنمودن باده لیترآب مخلوط نموده استعمال نمایید تاحشرات مختلفه رانابودنماید. البته بعضی حشرات مفیده رانیز ازبین میبرد تاسیربوی سیربالای نباتات الی یک ماه باقی میماند سیررانباید بالای نباتات لیکیومی مانند لوبیا ماش نخود.. استعمال نمود.

3-    مرچ

 مرچ تندوشیرین برای کنترول اکثرحشرات,قارچها وبکتیریا بکارمیرود. دومشت مرچ میده رادریک لیترآب انداخته برای یک روزبگذارید بعدآنراشورداده وفلترنمایید بعداً به آب آن پنج لیترآب صابون علاوه نموده واستفاده نمایید. قدری مرچ میده را به اطراف درختان بریزید تاازبالارفتن مورچه ها ودیگرحشرات جلوگیری نماید.استعمال مرچ باغلظت بلند سبب سوختگی نباتات میشود.

3- کچالوشیرین:

عصاره برگ این نبات خاصیت قارچ کشی داشته علیه امراض شالی بکارمیرود. وهم استعمال آن بالای شبشگها مؤثراست.

4-   بادمجان رومی:

یکی ازآفت کشهای طبیعی بادمجان رومی میباشد که  تمام قسمتهای نبات ریشه,ساقه, برگ,میوه خاصیت قارچ کشی,بکتریاکشی, حشره کشی داشته ومن حیث ماده دورکننده حشرات نیزبکارمیرود.آفات ازقبیل شبشکها,قانغوزکها,کرمها,مگسها,ملخها,مگسهای سفید,کنه های نباتی وغیره راکنترول میکند. یک کلوگرام برگ ویادومشت میده برگ وساقه بادمجان رومی رادردولیترآب یکجا نموده برای پنج ساعت بگذارید بعدآنرافلترنموده قدری صابون به آن علاوه نمایید برای هردوروز یکبار زمانیکه پروانه کرم فعال باشد استعمال نمایید.عصاره این مواد نسبت به پودرآن مؤثراست, خصوصاً زمانیکه دفعتاً استعمال گردد. بادمجان رومی رادرنزدیکی درختان میوه کیشت نمایید وبوته کامل آنرادردرخت آویزان نمایید تاازحمله اکثرحشرات جلوگیری نماید.همچنان آویزان نمودن بادمجان رومی درمنازل باعث دور راندن مادرکیکان میشود.

 

5- رواش:

برگ رواش خاصیت قارچ کشی وحشره کشی دارد وعلیه مورچه ها, شبشکها,مگس سفید,ویک تعدادکرمها بکارمیرود. یک صد گرام برگ رواش رادریک لیترآب مخلوط نموده برای 24 ساعت بگذارید پس ازصاف نمودن قدری صابون به آن علاوه نمایید یک محلول قوی بدست آمده ومیتوانید آنرابرعلیه حشرات بکارببرید.

6- مخلوط مرچ,سیر,پیاز:

یک عدد سیرراهمراه بایک عددپیازخوب میده نموه همراه بایک قاشق چایخوری مرچ دریک لیترآب انداخته بعد ازیک ساعت آنرابرعلیه حشرات استفاده نمایید تمام حشرات راکنترول میکند.

الوده کننده های عضوی:

    الوده کننده های عضوی یکی ازگروپهای بزرگ آلاینده ها بوده که باتخلیه به آبهای سطحی وروان ونیزاکوسیستم های آبی، تاثیرات نابهنجاربسیاری رابرروی زیست بومهای آبی، (آب، رسوبات، آبزیان) بجامی گذارد.آلاینده های عضوی کم مقدار(TraceOrganic Pollutants)

درکناردیگرآلاینده ها چون عناصرکم مقدار(فلزات سنگین، ترکیبات عضوی فلزی) ، عناصررادیواکتیو، آلاینده های معدنی(آزبست، موادمغذی، به مانند ، نایتریت ، آمونیوم ، فسفات ، سیلسیم )باعث  تغییرات نابهنجاردرپارامترهای فیزیکی وکیمیاوی (ماننداسیدیت، قلویّت ،شوری،)وویژگیهای فیزیکی آب، (رنگ، بو،مزه) دراکوسیستم های آبی شده وازتهدیدکننده های بزرگ سلامت محیط زیست به ویژه محیط زیست آبی به شمارمی آیند.

آلاینده های عضوی کم مقدار، شماربزرگی ازآلاینده های گوناگون رادربرمی گیرد.گروپهای اصلی این آلاینده هارا می توان چنین دسته بندی کرد:

1-      آفت کشهاpestisides))حشره کشها ، قارچ کشها،علف کشهاو....

2-      پلی کلرایدبای فنایل ها (PCBs)

3-      هایدروکاربونهای نفتی (بویژه هیدروکاربونهای آروماتیک پلی سیکلیک)

4-      پس آبهای شهری(خانگی)

5-      پس آبهای زراعتی

6-      پس آبهای صنعتی

7-      صابون وشوینده های کیمیاوی

بسیاری ازآلاینده های عضوی که دردسته بندی فوق قرارمی گیرنددرشمارآلاینده های عضوی پایدارPersistent Organic Pollutants(POPs) می باشندوزمان بسیاری رادراکوسیستم های آبی به تخریب وتهدیدزیست بوم  وآبزیان می پردازند.آفتکشها(بویژه آفت کشهای کلورین دار)ونیزپلی کلوراید بای فنایل هادرکناربخشی ازهایدروکاربونهای نفتی وشوینده ها درشمارموادعضوی پایدارقرارگرفته واثرات زیانبارزیست محیطی بسیاری رابرجای می گذارند.

سموم عضوی کلورین دار:

        تاسال 1940 حشره کشهای موجود هنوز به سرب ،کلسیم،روغن های نفتی،نکوتین،نفت،گوگرد،گازسیانایت،هایدروجن وکاربولیت محدودمیشد.ازشروع جنگ جهانی دوم تاریخچه مبارزه با مواد کیمیاوی عضوی با DDT آغازشد.

ازلحاظ" خواص، قمت ودوام، سودحاصل ازحشره کشهای مصنوعی بشتر از حشره کشهای گیاهی یا طبعی میباشد. به منظور ازبین بردن آفت به مقدارکمتری از حشره کشهای مصنوعی نیاز است. وازطرف دیگرقمت آنها ارزانتر وتأثیرآن از نظرزمانی طولانی تر بوده ودربعضی مواقع تاماه ها به طول می انجامد. این مواد مصنوعی ازنظر استفاده وکاربرد خیلی آسان واقتصادی تربوده وخیلی زودجایگزین آفت کشهای گیاهی درمنازل وزراعت شد".

      حشره  کشها وآفت کشهای عضوی کلورین دار شهرت بسیارزیادی را درطی سالهای اخیر کسب کردند. این حشره کشها "حاوی کاربن میباشد" وبه همین دلیل بنام مرکبات عضوی یاد میشود، همچنان درترکیب آنها هابدروجن و کلورین نیز موجود است. وبنام های موادسمی کلورین دار ، وهابدروکاربن های کلورین داریاد مشود.

 

DDT( دی دی تی) واثرات آن بالای انسان:

       شاید بهترین آفت کش شناخته شده ارگانوکلورین ها , DDT(دای کلرو- دای فینایل –ترای کلوروایتان ) در سال 1945برای کنترول پشه ملاریا معرفی شد وبی اندازه اثرش موفقیت آمیزبود بخصوص در بعد ازجنگ جهانی دوم.

       DDT یک "سم تماسی" است که بینهایت قوی است وبرضد "سیستم عصبی" حشره عمل میکند ولی برای بشرنسبتاً بی خطر است.یک دُز حداقل mg kg-1 10(10میلی گرم درهرکیلوگرم) برای ایجاد اثرات سمی در انسان لازم است وتاکنون مرگ هیچ انسانی ناشی ازسمومیت با DDT "گزارش نشده" است.درواقع به داوطلبان انسانی mg kg -1  0,5(0,5میلی گرم درهر کیلو یا 35میلی گرم)روزانه برای بیش از یکسال داده اند که هیچ تظاهر سمیت زایی نداشته است. با این حال بعضی از گزارشات ارتباط بین DDT و"بیماری های مزمن" را پشنهاد نموده اند که توسط گزارشات دیگر چنین ارتباطی تایید نشده است .

         میزان فراوان DDT باعث لرزش ,هیجان زدگی زیاد و تشنج وگیجی میشود.درحیوانات آزمایشگاهی بعد از یک باردریافت میزان بالای DDT  باعث آسیب جگر شده و "هیپرتروفی" (بزرگ شدن بیش ازحد اندازه حجره) و"تغیرات بافت شناسی" دیگر در جگربه وسیله استفاده طولانی مدت آن دیده می شود .اثرات سمی آن به نظر می رسد که بر روی سیستم عصبی درپستانداران و حشرات باشد .مکانیزم عمل شناخته شده نیست اما محل اثر اولیه به نظر می رسد که غشاهای عصبی حسی حرکتی وکارتکس حرکتی" محل موردنظر برای آسیب باشد .DDT  ممکن است باعث تغییر انتقال سودیم وپتاشیم درعرض غشاء عصبی شود که این کاررا به وسیله تداخل با انرژی لازم متابولیزم برای انتقال انجام می دهد.

DDT ازنظر کیمیاوی پایدار است "درآب کمتر" امّا در"چربی بدن" براحتی حل شده درنتیجه بصورت پایدار درسیستم های بیولوژیک باقی میماند.

DDT به سختی ازطریق پوست جذب میشود، درحیوان به چندین طریق متا بولیزه میشود. ولی یک نوع متابولیت آن بنام DDE  بیشتر از خود DDT پایداراست متابولیت های دیگری ازقبیل مشتقات اسیدی وجوددارند که درآب حلالیت بیشتری دارند امّا تبدیل شدن به این متا بولیت ها شدن بسیاربه آهستگی وازطریق راه های اصلی صورت میگیرد . متابولیت های دیگری نیز وجوددارند که بواسطه تجزیه محیطی ویامکروبی حاصل میشود.

    بدلیل پایداری DDT است که میزان آن درمحیط اطراف از اولین زمانی که مورد استفاده قرار گرفته است روبه افزایش است. بعنوان مثال ارگانیزم های کوچک مثل "پلانکتون" ها یا "دافنیا". (موجودات کوچک دریایی)به صورت غیر فعال ویا ازطریق فلترهای غذای در آب های دریاچه ها ویارودخانه ها DDT را جذب میکنند سپس این مواد وارد چربی آنها میشود. غلظت این ماده واردچربی های انها میشود. غلظت این ماده دربافت های چربی ها ممکن است چندین برابریا هزار برابرغلظتی باشد که درآب های اطراف محیط زندگی آنها وجوددارد. سپس حشرات یا ماهی های کوچک این ارگانیزم های کوچک راخورده DDT بداخل بافت های چربی های آنها منتقل میشود. این ارگانیزم های کوچک به نوبه خود توسط ارگانیزم های بزرگ تر خورده شده و وارد چرخه دیگری اززنجیره غذای میشود.

 

جدول 1-1 پایداری DDT وترکیبات آنها

نیمه عمردرخاک

نیمه عمردعضویت موجد زنده

ترکیبات

2.5-5

28

DDT

 

23

DDD

 

250

DDE

 

       از آنجایکه DDT قابل حل درچربی است درارگانیزم باقی مانده درانتقال زنجیرۀ غذای نهایتآ وارد بدن انسان میشود نتیجه این چرخه این است که موجوداتی که دربالای زنجیرۀ غذای قرارمیگیرندغلظت بالای از DDT را به همراه داشته باشد. درحالکه میزان DDD موجود درآب بسیارمیزان پائنی دارد.

       این مطلب رامیتوان با آوردن یک مثال نشان داد.دریکی از قسمت‌های کالیفورنیا پلانکتون های پیداکردند که حاوی 4ppm DDT بودند درحالکه درbass ها(موجوددریایی بزگتر) پیدا شده درهمان منطقه غلظت معادل 138ppm ودرپرندگان که ازین ها تغذیه میکردند غلظتی معادل  1500ppmداشتند. بنا براین میزان کم اهمیت DDT که در رودخانه ها ودریاچه هاویا پایین‌ترین چرخه غذای، یصورت بیولوژیکی اهمیت خودرا درقسمت بالای چرخه بصورت چشمگیرممکن است نشان دهد. غلظت سمی DDT بنظرمیرسد که بروی پرندگان وماهی ها بخصوص درتخم گذاری آن‌ها اثربگذارد. بعنوان مثال ارتباط بین ضخامت تخم مرغ وغلظت DDT درپرندگان مثل kestrel وجوددارد.

      درانسان مانندحیوانات دیگر که درمعرض DDT بوده‌اند اغلب آن درچربی بدن ذخیره میشود. غلظت آن دربدن تناسب به میزان خورده شدۀ DDT دارد وظرف شش ماه باتوجه به عمرآن به میزان افقی منحنی خود میرسد. میزان خورده شدۀ آن درامریکا درحدود35 ملی گرام درسال 1969 رسیده بود. اما میزان آن درغذا روبه کاهش است همان‌گونه که میزان آن درچربی انسان روبه کاهش است. میزان قابل قبول سالانۀ آن برای انسان که توسط سازمان بهداشت جهانی(WHO) وسازمان خواربارجهانی (FAO) تعین شده است 255 ملی گرام درسال استDDT یا ازطریق مواد غذای بامنشآ حیوانی بصورت مستقیم یا ازطریق مواد غذای درتماس با DDT ونیز ازطریق سبزی ها ومیوه های که با DDT سم پاشی شده‌اند یا به نحوی آلوده شده وارد بدن میکردد. DDT زخیره شده دربدن بنظرنمیرسد که برای حیوانات مضر باشد بااین حال هیچ ارتباطی بین بافت چربی وعلائیم مسمومیت وجودندارد، بلکه غلظت خونی این ماده است که ارتباط با اثرات سمی این ماده بخصوص میزآن آن درمغذدارد. اما اگرمیزان چربی کم بشود غلظت خونی آن بالامیرود. آزمایش‌ها انجام شده روی موشهای صحرای نشان داده است که این افزایش درخون میتواند منجربه ایجاد مسمومیت شود اخیراَنشان داده‌اند که خفاشان امریکای جنوبی علیرغم اینکه هیچ تماسی بااین ماده نداشته‌اند غلظت بالای ازDDT دربدن شان وجودداشت این مسأله بخاطراین است که خفاشان تعدادی زیادی ازحشرات رامیخورند وDDT هم به اندازۀ کافی درمحیط زیست وجوددارد ودرچرخۀ زندگی هم دیده میشود. این امردربعضی ازانواع بخصوص خفاشان مشکلاتی راایجادنموده اند زیراDDT ازطریق شیر بدیگرخفاشان کوچک منتقل وسپس ازطریق شیروارد بافت چربی آن‌ها شد. وقتی خفاشان به مناطق دوردست مهاجرت کردند شروع به تجزیه این چربی کرده بنابراین غلظت خونی DDT آن‌ها بالامیرود به حدی که این غلظت منجر به مسمومیت ویاحتی مرگ میشود.

       شیرانسان نیزممکن است حاویDDT باشد که همراه بادیگر زنجیره های غذای یک اثرغلظتی دارد. مثلاٍّ مادران شیرده که درمعرض 0/0005 ملی گرام درهرروز بودند مقدار0/08ppm DDT, درشیرآنها وجودداشت بنا براین نوزادان آنها هرروز مقدار   0/0112mgKg-1 دی دی تی دریافت میکردند یعنی چیزی حدود 20 برابرمادران شان دی دی تی واردبدن شان میشود.هیچ مدرکی وجودندارد که نشان دهد DDT تحت چنین تماس مزمنی بصورت آشکارا درانسان ایجاد مسمومیت نماید، اما مدارکی موجوداست که درموش ها ایجاد کارسیناسیون(سرطان زای) نموده ودرنتیجه تماس دائیمی بامقدار کمی DDT ممکن است خطراتی را دردرازمدت ایجاد نماید.

سموم عضوی فاسفورس دار:

نخستين بار، آلماني‌ها در جنگ جهاني دوم، از ترکيبات عضوی فاسفورس دار، به عنوان گاز جنگي استفاده کردند. اين گازها به نام گازهاي عصبي شناخته شده است.مهمترين و معمول ترين راه تماس صنعتي با سم‌هاي عضوی فاسفورس دار، آلودگي‌ها و تماس‌هاي اتفاقي پوست است. و بيشتر ترکيباتي که در اين دسته جا مي‌گيرند، به سرعت و به آساني از راه پوست جذب مي‌شوند. دومين راه تماس عمده، از راه استنشاق است. سم‌هاي عضوی فاسفورس دار ، به طور کلي، داراي فشار بخار پايين هستند و در برخي انواع آنها مانند پاراتيون که در مزارع استفاده مي‌شود، مسموميت‌هايي تا حد مرگ در اثر تماس‌هاي شديد کوتاه مدت مشاهده شده است.گاهي ممکن است ماده سمي به علت رعايت نکردن اصول بهداشتي، به هنگام سم پاشي يا توليدخورده شود و از اين راه مسموميت ايجاد کند.

انواع سموم فاسفورس دار عضوی:

از ميان انواع مختلف سموم فاسفورس دارعضوی چون مالاتيون Malathion، Demeton، ديازينون Diazinon، دايکلوروس Dichlorvos، موبنفوس Mebinphos، دايپتریکس Dipetrex، گوزاتيون Gusathion، فنتيون، تمفوس، پاراتيون Parathion ، نالد، بایتکس و... در اينجا به بيان کوتاهي از برخي از آنها پرداخته مي‌شود:   

مالاتيون:

حشره‌کشي مايع، روغني و به رنگ زرد تا قهوه‌اي تيره است. داراي کمترين سميت در ميان سموم فاسفورس داراست و به عنوان آفت کش طيف گسترده در زراعت استفاده مي‌شود و نيز در برنامه‌هاي مبارزه با حشرات و بندپايان، به ويژه ملاريا و شپش سر و بدن انسان به کار مي‌رود. (معیاربرای تعیین غلظت سم)TLV - TWA مالاتيون در هوا، برابر با 1mg در متر مکعب است.   
پاراتيون:

مايعي است به رنگ زرد قهوه‌اي که در آب تقريبا غير محلول و در اغلب حلال‌هاي عضوی محلول مي‌باشد. پاراتيون سردسته حشره‌کش‌هاي عضوی فاسفورس داراست که همه آنها املاح عضوی اسيدي ،فاسفوريک يا مشتقات آن هستند و خاصيت مشترک همه آنها مهار کردن"آنزايم‌هاي کلين استراز" در بدن مي‌باشد و چون تا کنون حشرات و کرم‌هايي که براي دفع آنها از اين سموم استفاده مي‌کنند در برابر آنها مقاومتي از خود بروز نداده‌اند، اين گروپ حشره ‌کش‌ها به طور وسيعي مورد استفاده قرار مي‌گيرند.     
      پاراتيون ازنظر  کيمياوي تيوفسفات داي ایتايل پارانايتروفنايل بوده و اسامي فاسفرنو Fosferno و فوليدول Folidol و مورفوس Morpjhis و تويوفوس Thiophos و سولفوس Sulphos و غيره نيز مشهور است.    
پاراتيون جزء گروپ ارگانوفاسفورهايي است که از نظر L.D.50 در گروپ پايين تر از mg/kg %50 قرار دارند فوق العاده سمي و حداکثر مجاز آن کمتراز mg/ kg 1/0 بوده، مقدار خطرناک آن 1/0 گرم و مقدار کشنده آن براي انسان بالغ با وزن متوسط بين 1/5 تا 2 گرم است. TLV - TWA پاراتيون در هوا، برابر با 0.05ميلي گرم در متر مکعب است. 
      مسموميت با پاراتيون معمولا نزد کارگران تهيه کننده سموم در کارخانه‌ها، کارگران سم پاشي و مصرف کنندگان مواد سم پاشي شده يا خوراکي‌ها و وسايل آلوده پيش مي‌آيد گاهي نيز افراد به قصد خودکشي از اين سم استفاده مي‌کنند. در حال حاضر در دنیا دهاقین مصرف کننده سموم به علت عدم اطلاع صحيح از چگونگي مصرف و سميت آن و کساني که به قصد خودکشي آن را مي‌خورند در معرض خطر قرار دارند. مسموميت ممکن است به علت نفوذ سم از راه پوست و يا از راه تنفس نزد کارگران و از راه دستگاه گوارشی نزد کساني که به قصد خودکشي آن را مي‌خوراند توليد شود. در هر حال سم وارد شده در بدن از راه خون به دستگاه عصبي رسيده و علايم مسموميت را بوجود مي‌آورد. به طور کلي پاراتيون از هر راهي که وارد بدن شود بسته به غلظت سم وارده مي‌تواند عوارضي چون سريع شدن تنفس، سرگيجه,کند شدن نبض، سردرد، درد سينه و شکم، اسهال و عرق فراوان، تنگ شدن مردمک چشم و بي حرکتي، تشنج خفيف به شکل تکان‌هاي عضلاني، اختلالات بينايي، اغما و حتي مرگ به دنبال داشته باشد.         

طرز تاثير سموم فاسفورس دارعضوی در بدن:     

عمل سموم فاسفورس دارعضوی در بدن( بي اثر کردن آنزايم‌هاي کلين استراز است سموم عضوی فاسفورس دار با اين آنزايم‌ها ترکيب شده و آنها را از فعاليت باز مي‌دارند.( خوشبختانه اين ترکيب با اغلب اين سموم برگشت‌ پذير بوده و در اثر درمان‌هاي مناسب، سموم مزبور از آنزايم‌ها جدا شده و آنها را در حاليکه قادر به انجام فعاليت فيزيولوژيک خود هستند آزاد ميکند. البته سرعت ترکيب شدن آنها و ثبات ترکيب حاصل با نوع سم عضوی فاسفورس دارارتباط دارد. کلين استراز‌ها که عمل فيزيولوژيک آنها( بي اثر کردن استيل کلين) در بدن مي‌باشد به دو دسته کلين استراز اصلي يا نسجي (شامل کلين استراز موجود در دستگاه عصبي و گلبول ها) و کلين استراز فرعي يا کلين استراز سرمي تقسيم مي‌شوند. به نظر مي‌آيد که از بين رفتن 75 درصد کلين استراز اصلي سبب مرگ مي‌گردد در حالي که کلين استراز‌هاي سرمی ارزش کمتري دارند. سموم فاسفورس دارعضوی روي هر دو نوع کلين استراز اثر مي‌کنند.  
کلين استراز‌ها که از دسته موکوپروتيدها و شبيه آلفاگلبولين‌ها مي‌باشد در نسج‌ها درست شده و در سرم خون مي‌ريزند. مقدار اين آنزايم‌ها در يک شخص ثابت بوده و به سن و زمان و فصل بستگي ندارد.  
    فعاليت کلين استرازي زنان از مردان کمتر بوده و در دوران حامیلگي و سه ماه اول آبستني کمبود آن مشهود است. کلين استراز‌ها که در مجاورت سطح حجروی و رشته‌هاي عصبي قرار دارند عمل فيزيولوژيک خود يعني خنثي کردن اثر استيل کلين را با "هايدروليز" کردن آن و گرفتن ريشه استيل از ماده مزبور انجام مي‌دهند. جسم حاصله، خود به نوبت در مجاورت آب هايدروليز شده و به کلين استراز و اسيد استيک تبديل مي‌گردد. بدين ترتيب مجدداَ کلين استراز فعال به دست مي‌آيد که با يک مولکول اسيد استيک نيز همراه است. پس در عمل، حاصل هايدروليز استيل کلين توليد "اسيد استيک" مي‌باشد و در نتيجه مقدار اسيد استيک موجود در خون و‌ در ادرار به مقدار کلين استراز‌ها بستگي داشته و معرف فعاليت آنهاست.     
استايل کولين، نیوروهورموني است که واسطه کيمياوي دستگاه عصبي پاراسمپاتيک شناخته شده و علاوه بر اين دستگاه، در سيناپس‌هاي پيش عقده‌اي سمپاتيک و دستگاه عصبي مرکزي نيز فعاليت دارد.  
      به طور کلي سموم عضوی فاسفورس دار، کلين استراز‌هاي بدن را از فعاليت باز مي‌دارند و در نتيجه استايل کولين هيدروليز نشده و در بدن تجمع پيدا مي‌کند و مسموميت حاصله در حقيقت نتيجه تاثير استايل کولين جمع شده در بدن به مقدار زياد و خارج از حد فيزيولوژيک آن مي‌باشد.   
     مهار کولین استراز توسط ترکیبات فاسفورس دار ، باعث تشکیل استایل کولین و متعاقبا تحریک شدید اعصاب می گردد. واکنش مهار کولین استراز ، بسته به نوع ترکیب فاسفورس دار ممکن است برگشت پذیر یا غیر قابل برگشت باشد. تفاوت نوع استایل کولین استراز در بافتهای مختلف بدن مانند پلاسما و اعصاب موجب تفاوت در شیوه مهار آنها توسط ترکیبات فاسفورس دار می گردد. مهار  کولین استراز موجود در بدن، دارای درجاتی است که در پستانداران ، مهار آن تا 50% ، موجب بروز اثرات سمی و تا 90-80% ، منجر به مرگ میشود. نوع مکانیزم سمیت ترکیبات فاسفورس دار بستگی به میزان شباهت آنها به سوبستراهای طبیعی استایل کولین دارد. بنابراین ترکیبات فاسفورس دار همچنین می تواند برای آنزایم در حکم یک سوبسترا باشد. ماده حاصله برخلاف استایل کولین ، اتصال خو را با جایکاه فعال آنزایم حفظ نموده و کمپلکس به دست آمده ، در صورت هایدرولیز شدن، به آهستگی هایدرولیز می گردد. اما چنانچه ترکیبات فاسفورس دار باعث مهار غیر قابل بازگشت آنزایمها گردند، این آنزایم ها باید دوباره ساخته شوند.      
      مالاتیون خود سوبسترای کولین استراز نمی باشد، بلکه این ماده باید ابتدا بر اثر متابولیسم به مالاکسون تبدیل شود. متابولیسم مالاتیون در حشرات سریعا انجام می پذیرد اما در پستانداران مسیر هایدرولیز ارجح تر از مسیر متابولیسم است.تفاوت مسیر واکنش در حشرات و پستانداران اساس مسمومیت انتخابی به شمار می آید.

 

 

 

موادکیمیائی سمی (مزایاومعائیب)

باپیشرفت تمدن بشری ودست یابی به تکنالوژی پیشرفته ومدرن بالاخره درعصرکه علم به مرحله شکوفای رسید زمینه تحقیق واکتشافات جدید برای محقیقین میسرگشت وبه اکتشافات مهمی نیز دست یافتند، درعرصه علم کیمیا دانشمندان به مرحله رسیدند که  از یکجا نمودن بعضی مواد ساده کیمیاوی ترکیبات خطرناک ومهمی رااستحصال نمایند خوشبختانه ازآنها درجهت مثبت استفاده به عمل آمد مانند حشره کش ها افتکشهای گیاهی، بطورمثال ازحشره کش هادرآب های استاده ومحل تجمع پشه ملاریا، ویادرمنازل برضد حشرات مضیره مانند خسک ها ،کیک ،موادضد کویه وحشرات زهری استفاده به عمل آمد. قبل ازدست یابی دهاقین وباغ داران به موادضد افت های نباتی ودرختان مثمر,دهاقین خسارات اقتصادی جبران ناپزیری رامتحمل میشدند .

از نگاهي ایكولوژي تمامي موجودات كاركردهاي خاص خود را دارند و نمیتوان هيچ ‌يك را مضر دانست. اما انسان با تأثير خود بر طبیعت، از جمله پروسۀ زراعتی، نظم اكوسيستم‌هاي طبيعي را بر هم مي‌زند.

از ميان بردن تنوع زيستي در محدوده زمين‌هاي زراعتي و انتخاب نوع يا انواع‌ خاص دو نتيجه مشخص دارد. اول آن كه انواع رقيب، كه در شرايط طبيعي در زمره جانداران بومي آن منطقه با كاركردهاي خاص خود قرار داشته‌اند، در شرايط جديد آفت به حساب مي‌آيند.

و دوم، تراكم مواد غذايي ناشي از محصولات زراعتی ، به‌مثابه سفره‌اي رنگين موجب جلب جانداران ديگر مي‌شود، كه آنها هم به زعم ما آفت هستند.

اين رقبا بايد از ميان بروند و آسان‌ترين راه، حذف آنها است. براي اين كار از آفت كش‌ها استفاده مي‌شود. انواع آفت‌كش‌ها به حشره كش‌ها، علف‌كش‌ها، قارچ‌كش‌ها، كنه‌كش‌ها، نرم‌تن كش‌ها، نماتدكش‌ها و جونده‌كش‌ها تقسيم مي‌شوند.

  نكته اين جاست كه اين مواد تنها آفت‌ها را نمي‌كشند بلكه بر ارگانيسم هر موجود زنده، از جمله خود ما و موجودات كه از نظر ما مفيد هستند نيز تأثير منفي مي‌گذارد. DDT، ناجي بشر در برابر بيماري مهلك ملاريا است كه زماني انقلابي در زراعت برپا كرد.

اكنون، اين ماده خطري بزرگ نه تنها براي آفت‌ها بلكه براي تمامي اشكال حياتي محسوب مي‌شود. DDT و بسياري از سموم ديگر، پايدار هستند، حتی سال‌ها در طبيعت باقي مي‌مانند.

اين مواد به ‌طور كلي داراي مشخصه‌هايي نظير حلاليت كم در آب و حلاليت زياد در چربي هستند، كه سبب مي‌شود در بافتهاي چربي موجودات زنده انباشته شود. بنا بر اين، حتي استفاده از دُزهاي پايين اين مواد نيز خطرناك است. خطر مسموميت با اين مواد بويژه متوجه انسان و تمامي جانداراني است كه از سطوح بالاي زنجيره غذايي تغذيه مي‌كنند، از اين رو شايد بتوان اين گونه آفت‌كش‌ها را «آدم‌كش» هم ناميد!

سرطان، بيماريهاي سيستمهاي عصبي، تنفسي ، بيماريهاي پوستي، اختلالات ادراكي، اختلال در اعضاي حركتي و... برخي از اثرات آفت‌كش‌ها بر روي انسان است.

هپتا كلورین، آلدرين، دآلدرين، كلوردان، ايندرين، هگزا كلوروبنزین، مايركس و تكسافن در شمار هشت سم عضوی پايدار و خطرناكي هستند كه به موجب كنوانسيون (آلوده کننده های عضوی پايدار) موسوم به (POPs Persistent Organic Pollutants )استفاده از آنها بي‌درنگ بايد متوقف شود. 

كنوانسيون POPs با حضور116 كشور جهان در سال 2001ميلادي در استكهلم سویدن تصويب شد. موضوع اين كنوانسيون مديريت‌ محیط زیست دوازده‌ مادة‌ کيمياوي‌ به عنوان‌ الوده کننده های عضوی‌ پايدار است كه از اين ميان استفاده از هشت ماده ياد شده به دليل خطرات شديد براي محيط زيست بايد بي‌درنگ متوقف شود.


آلاینده های عضوی پایدار(POPs):

ترکیباتی هستندکه دارای خاصیت سمی پایداربوده وخاصیت تجمعی دربافت های زنده واستعدادذخیره وانتقال درازمدت دارند.همچنین دارای حلالیت کم درآب وحلالیت بالادربرخی ازحلالهای عضوی مانندچربیهابوده ومیتوانندباعث بروز اثرات زیانباربرمحیط زیست  وسلامت بشردرمحل های دوریانزدیک ازاین منابع شوند.

                 اکثرآلاینده های عضوی پایداربراثرفعالیت های انسانی بوجودآمده اند(Anthropogenic) زائدات ناشی ازفعالیت های انسانی هم به صورت متمرکز وهم پراکنده باپروسه های صنعتی ، دفع موادزائد، نشست وریزشهای نفتی واحتراق موادسوختی ،همراه می باشند.پاکسازی این ترکیبات  به آسانی امکان پذیرنیست،برای اینکه اکثراین موادنسبتاً فراراند، فعالیت وپراکندگی دوباره آنهاازطریق جواغلب شناسایی این منابع ویژه رادچارمشکل می سازد.

          ازمعروفترین آلاینده های عضوی پایدارمی توان به  آفت کشهای کلورین دار،آلدرین ،کلورودان ،د،د،ت ، دای اکسین، آندرین، نورانز،هپتاکلورین ، هگزاکلوروبنزین، میرکس، توکسافین، پلی کلوراید، بای فنایلهاPCBs)) اشاره نمود.

کاربن مونو اکساید:

خطرات این گازبسیارسمی هنوز جدی گرفته نشده وباعث تعداد زیادی ازمرگ ومیر درگوشه وکناردنیا بخصوص دربریتانیا میشود علیرغم که منبع عمده این گاز (ذغال سنگ) جایش را به گاز طبیعی داده است. اما صدها مرگ ومیر درسال درارتباط با این گاز به وقوع میپیوندد، ومسمومیت با کاربن مونو اکساید هنوز علت عمدۀ مرگ ومیر کودکان است. کاربن مونواکساید در اثر گازلوله های سلنسر موترها، احتراق ناقص سوخت های هایدروکاربنی درماشین الات، بخاری هاودیگهای بخار بخصوص اگر تهویه هوا بخوبی انجام نشود به وجود میاید.  کاربن مونو اکساید گاز بسیار ساده است، وسال ها است که نحوه اثر آن شناخته شده است، ودرمان مسمومیت با آن نیز آسان است. درسال 1859

شخصی بنام هالدین آزمایشاتی را با کاربن مونو اکساید روی خودش انجام داد وبه دقت مقادیر کاربن مونواکساید را به صورت مستند درجریان خونش اندازه گیری نمود بدین وسیله ازطریق ازمایشات خود وکاری که قبلاّ کلودبرنارد انجام داده بود، مارا ازخطرات کاربن مونو اکساید آگاه ساخت کاربن مونو اکساید باهموگلوبین موجود درداخل گلوبل های سرخ واکنش نشان میدهد. این واکنش عبارت است از القا کاربن مونو اکساید با آهن بجای اکسجن میباشد.

شکل 1-2

      درنتیجه فعالیت زیاد کاربن مونو اکساید جای اکسجن را گرفته وعمل انتقال اکسجن درحجرات بدن انجام نمیشود البته این گاز دریک عمل رقابتی با اکسجن برای اتصال به هموگلوبین خون وارد عمل میشود. ازآنجائکه اتصال کاربن مونو اکساید به اتم آهن قوی ترومحکم تراست غلظت لازم برای اشباع کردن ان نسبت به اکسجن موجود درهوا بسیارکم است.

        معادله هالدرین: 12M[Pco][Po2]'>= 12[CoHb][HbO2]'>    درین معادله M برابراست به 220 PH= 7/4 درانسان. CoHb غلظت هومو گلوبینHbO2 غلظت اوکسی هوموگلوبینPco فشار نسبی کاربن مونواکساید و Po2 فشار نسبی اکسجن میباشد. بنا براین چنانچه غلظت گاز کاربن مونو اکساید 0/1%  درهوا باشد هموگلوبین 50% اشباع میشود، واین غلظت کاربن مونواکسایدموجود درهموگلوبین بعد ازمدتی درهوای تنفسی افراد منجربه مرگ میشود. ازآنجایکه این گاز بی بو وبی طعم است میتواند بسیارخطرناک باشد.

علائیم مسمومیت باگاز کاربن مونواکساید به میزان آن دربدن قربانی بستگی دارد. اغلب سردرد، اغتشاشات دماغی، تهوع واستفراق وجوددارد. پوست بدن بدیل موجودیت کاربن مونو اکساید درخون رنگ گلابی را بخود میکیرد. سرانجام بیهوش گردیده ودچارنارسای تنفسی میکردد. ممکن است آسیب های مغزی وقلبی رابهمراه داشته باشد.

طریق درمان نسبتاّ ساده است مریض را ازفضای که هاوی کاربن مونو اکساید است خارج شود، ودرفضای اکسجن دار انتقال داده شود. به تدریج که از غلظت کاربون مونواکساید درهوای استنشاقی کاسته میشود، کاربوکسی هموگلوبین تجزیه میشود وکاربن مونواکساید  ازبین میرود.

سرعت ازدست دادن کاربن مونو اکساید ازخون (نیمه عمرکاربن مونواکساید) درحدود240 دقیقه است میتوان به وسیله تنفس بیمار توسط اکسجن خالص این سرعت رابالابرد. درمسمومیت های شدید میتوان با استفاده ازاکسجن خالص درفشاربالا(  (2/5 اتمسفیر باعث کاهش نیمه عمر کاربن مونو اکساید شد وآن را از240 دقیقه به 22 دقیقه تقلیل داد. 

 

 

 

سم حیا تی (زهرمار) 

             ترس از مارريشه در بسياري از فرهنگ ها وافسانه هاي باورنکردني درباره آن دارد، غافل از اين که اين خزنده خوش خط و خال يکي از مفيدترين حيوانات اين کره خاکي براي توليد انواع دارو ها و سروم ها و واکسن هاست و جالب تر اينکه اين دواها از بزاق دهان يا همان زهر مارهايي تهيه مي شوند که سمي هستند. با اين حال تخمين زده مي شود که سالانه 5ميليون مار گزيدگي در سراسر جهان اتفاق مي افتد که مسئول 125 هزار مرگ در طول سال است. مار گزيدگي خصوصاً در مناطق گرمسيرومناطق زراعتی  به وفور ديده مي شود زيرا در اين مناطق تعداد زيادي مار در همزيستي با انسان به سر مي برند. ولي فقط اين ها براي انسان خطرناک نيستند چون بعضي از مار هاي غير سمي شکار خود را با پيچيدن به دور قفسه سينه جاندار و اعمال فشار و انقباض و شکستن قفسه سينه حيوان که باعث جلوگيري از تنفس جاندار يا قلبي مي شود از پاي در مي آورند .

 

استفاده از اولین سموم کیمیاوی درمزارع لبلبو:

در اواخر قرن نوزدهم با افزايش مشکلات تهيه نيروي کارگر، نياز به استفاده از روشهاي کيمياويي جهت کنترول علفهاي هرز آشکار گرديد. در دهه 1890 ميلادي در فرانسه براي اولين بار استفاده از اسيدسلفوريک در مورد مبارزه کیمياويي با علفهاي هرز در مزارع لبلبو، گزارش شد (گودون1926). ون آنورت (1899) از موفقيت کاربرد سولفات آهن در مبارزه با علفهاي هرز در سلزي خبرداد، هر چند که شولتز (1899) اظهار نمود که اعمال اين روش باعث ايجاد آسيب کيمياويي روي لبلبوقند گرديد، در ساليان متمادي گزارش‌هاي فراواني در رابطه با استفاده از مواد معدني در کنترل علفهاي هرز لبلبوارائه شده است، با اين وجود بعضی از اين مواد مانند سولفات آهن چندان موفقيت آميز نبود. از کلسيم سیاناید به عنوان علف‌کش قبل از کاشت براي کنترل علفهاي هرز استفاده شد. توسط (مارکوس درسال،1940). کاربرد علف‌کش‌هاي عضوی به صورت خلاصه و به عنوان يک راهنماي عملي در اواخر دهه 1930 ارائه شده است. پنتا کلورفيل (1937)، پروفام (1946)، اندوتال (1951) و دالاپون (1954) اولين مواد کيمياويي عضوی مورد استفاده جهت کنترل علفهاي هرز قبل از سبز شدن لبلبوبودند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 11:15  توسط حسین شفایی  |